خرید بک لینک
میدونستی نمیشه هم آدم خوبی بود هم حال دلت خوب باشه.....

برچسب: نویسنده: سارا کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 19 فروردين 1400 ساعت: 9:21

باید کماکان مُرد،اما زیست جز زندگی در مرگ راهی نیست باید کماکان زیست، اما مُرد با نیشخندی بغض خود را خورد.... #علیرضا آذر

برچسب: نویسنده: سارا کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 19 فروردين 1400 ساعت: 9:21

میگذرد...

گاهی از غرورش!

گاهی از دست کسی که سخت دوستش دارد...

گاهی خودش را پنهان میکند،

زیر

صدای موسیقی هدفونش...

گاهی زیر لبخندهای ساختگی...

اما

یک روز، بعد از یک اتفاق ، گریه هایش

تا همیشه بند می آید و تبدیل میشود

به نگاهی سرد...

زن را می گویم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۹ ساعت 12:5 توسط لیــــــــلا |

برچسب: نویسنده: سارا کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 19 فروردين 1400 ساعت: 9:21

ســکوت آدمـــہا را جدی بگیـــرید -کارمندی کـہدیگہ درباره افزایش حقوقــشحرفــی نمیــزنہ... -پـارتنری کـہ دیگہ از بیتوجہـےتـون نمینالـہ... -شہرونـدی کہ دیگہ از دولتـش انتـقادی نـداره... -مدیــری کـہ دیگـہ کـار سختـی ازتون نمیخواد... اونـــا دا

برچسب: نویسنده: سارا کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 19 فروردين 1400 ساعت: 9:21

ما زن ها برای خودمون کافی هستیم

کاش خودمون نسبت به خودمون خشونت نداشته باشیم

+ نوشته شده در جمعه هفتم آذر ۱۳۹۹ ساعت 8:23 توسط لیــــــــلا |

برچسب: نویسنده: سارا کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 19 فروردين 1400 ساعت: 9:21

دل و دماغ نمانده، میدانم. روزگار گران شده و جان ارزان، میدانم. ولی یلدا را حذف نکنید، دور نزنید، از روی آن یک دقیقه اضافه نپرید و برای رفتن به فردای یلدا عجله نکنید. نیاکان ما، موسسهای خوش ذوق یلدا، کاشفان همان یک بند انگشت درازتر بودن شب، گیر و

برچسب: نویسنده: سارا کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 19 فروردين 1400 ساعت: 9:21

حرف نزدن دلهره ای بود

و حرف زدن و درست فهمیده نشدن

دلهره ای دیگر...

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۹ ساعت 22:57 توسط لیــــــــلا |

برچسب: نویسنده: سارا کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 19 فروردين 1400 ساعت: 9:21

پارسال همین موقع ها ...ی عزیزی بهم گفت یک طرفه قضاوت میکنی اجازه دفاع نمیدی در جریان باشه که هنوزم همینجورم خودمو تغیر ندادم اصلا وقتی رفتار و حرفاتون یکی نیست خب چیکار کنم مجبور میشم قضاوت کنم شما چطوری مجبور میشید قضاوت کنید؟

برچسب: نویسنده: سارا کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 19 فروردين 1400 ساعت: 9:21

من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی یا چه کردم که نگه باز به من می نکُنی دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست تا ندانند حریفان که تو منظور منی دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

برچسب: نویسنده: سارا کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 19 فروردين 1400 ساعت: 9:21

صفحه بندی